Contact Us

Mail

News

Music

Singer

Lyrics

Golha

Index

فریدون توللی

  فریدون توللی در سال 1298 در شیراز به دنیا آمد
 پس از پایان دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی در این شهر وارد دانشگاه تهران شد و در سال 1320 در رشته باستان شناسی دانشکده ادبیات این دانشگاه فارغ التحصیل شد سپس به کار باستان شناسی روی آورد چندی رییس اداره باستان شناسی استان فارس بود پس از شهریور 1320 وارد فعالیتهای سیاسی شد و در راستای این فعالیتها به نوشتن مقالاتی تحت  عنوان التفاصیل پرداخت پس از مرداد 1332 که تب و تابهای سیاسی جامعه فرو نشست از فعالیت سیاسی دست شست و در کتابخانه دانشگاه پهلوی شیراز به کار مشغول شد
توللی بر اثر آشنایی با نیما در شعر به شیوه جدید گرایش یافت و به یکی از پیشروان آن تبدیل شد دفترهای شعر رها و نافه او محصول همین دوران است وی بعد ها در مرز میان شیوه نو و کهنه متوقف ماند و به مخالفت با فرم آزادی نیمایی پرداخت و سر انجام با انتشار پویه که مجموعه ای از غزل و قصیده به شیوه قدیم است پا در راه بازگشت نهاد

وی درسال 1364 در گذشت

ویژگی اشعار توللی

شعـر توللی عـمدتا شعـری عاشقانه، رمانـتیک و احساساتی است: با تصاویر، واژه‌ها و ترکیب های فریـبندهً خوشاهـنگ، که با بـیان شاعـرانهً احساسات فردی، بـیش از هـر چـیز از کامجویی های جسمانی سخن می‌گوید. و توفیق وی در شاعـری، به سبب هـمین شعـرهاست. توللی در سرودن شعـر عاشقانه به شیوه نو، روزگاری پـیشرو و نظریه پرداز بوده است و در این زمینه سهـم بزرگـی دارد.

دفتر اشعار

التفاصیل (1324)

رها (1329)

کاروان (۱٣٣۱)

نافه (1339)

پویه (1345)

بازگشت (1369)

شگرف جاویدان(1370)

 نامه صادق هدایت به توللی را از اینجا بخوانید

فريدون توللي از نزديكان علي اسفندياري ، نيما يوشيج بود كه همواره احترام او را داشت او از چهره هاي برجسته حامي نوخواهي و شعر نو بود كه البته در اواخر به شعر كلاسيك نيز روي آورد. آنچه در زيرمي آيد ديدگاه بعضي بزرگان است پيرامون فريدون توللي كه از كتاب صدرا ذوالرياستين شيرازي شاعر، روزنامه نگار و پژوهش گر تهيه شده است.

صادق همايوني :

دنياي واقعي فريدون دنياي شعرش است و طنزش در شعر مي نالد و مي خروشد و در طنز لبخند بر لب بر زندگي و جريان هاي مداوم و عادي آن به آدم ها و انديشه هاي جور واجورشان مي نگرد و كجروي هاي مسخره و فريب آميز آنان را با نيشخند برملا مي سازد.

پرويز خائفي:

توللي بي شك يكي از چهره هاي نادر ادب فارسي است كه براي شعر و زبان فارسي آنچه بر عهده استعداد فطري خويش داشته بدان افزوده است كه نقد اصولي و منظم كار او مقالتي جدا و زماني ديگر لازم دارد، اما شايد سخني به اغراق نگفته باشم اگر بگويم در پنجاه سال اخير نمونه نداشته است و در مسير كلي تاريخ شعر و نثر پارسي از پيشروان است كه مقامي درصدر دارد.

دكتر انور خامه اي:

توللي طرفدار تجدد ادبي و نوپردازي است شعر گويي به سبك سنتي يعني با رعايت قواعد عروضي و اخوان و قوافي را در جا زدن ادبي مي شمارد و كافي براي بيان مطالب امروزي و در خور هنر امروزي نمي داند.

دكتر مهدي پرهام:

فريدون توللي يك نابغه بود

 

شماره 4  فریدون توللی

 

مهتاب

در زیر سایه روشن ماه پریده رنگ
در پرتوی چو دود غم انگیز و دلربا
افتاده بود و زاف سیاهش به دست باد
مواج و داقریب
می زد به روشنایی شب نقش تیرگی
می رفت جویبار و صدای حزین آب
گویی حکایت غم یاران رفته داشت
وز عشقهای خفته و اندوه مردگان
رنجی نهفته داشت
 در نور سرد و خسته مهتاب کوهسار
چونآرزوی دور
چون هاله امید
یا چون تنی ظریف و هوسناک در حریر
 می خفت در نگاه
وز دشتهای خرم و خاموش می گذشت
آهسته شامگاه
او آن امید جان من آن سایه خیال
می سوخت در شراره گرم خیال خویش
می خواند در جبین درخشان ماهتاب

 

مریم

در نیمه های شامگاهان آن زمان که ماه
زرد و شکسته می دمد از طرف خاوران
استاد در سیاهی شب مریم سپید
آرام و سرگردان
او مانده تا که از پس دندانه ای کوه
مهتاب سر زند کشد لز چهر شب نقاب
 بارد بر او فروغ و بشوید تن لطیف
در نور ماهتاب
بستان به خواب رفته و می دزدد آشکار
دست نسیم عطر هر آن گل که خرم است
شب خفته در خموشی و شب زنده دار شب
چشمان مریم است
مهتاب کم کمک ز پس شاخه های بید
دزدانه می کشد سرو می افکند نگاه
جویای مریم است و همی جویدش به چشم در آن شب سیاه
دامن کشان ز پرتو مهتاب تیرگی
رو می نهد به سایه اشجار دور دست
 شب دلکش است و پرتو نمناک ماهتاب
خواب آور است و مست
اندر سکوت خرم و گویای بوستان
مه موج می زند چو پرندی به جویبار
می خواند آن دقیقه که مریم به شستشو است
مرغی ز شاخسار

 

 
   

 

 

 

 

COMMENT
For letters section

 

استفاده از مطالب اين سايت فقط با ذكر منبع مجاز است