Contact Us

Mail

News

Music

Singer

Lyrics

Golha

Index

بانو دلکش در کنسرتی در سال 1334 در اصفهان

عکس از آرشیو عکاسی زیبا(تاسیس 1312)

  بانو دلكش نیم قرن بانوی آواز ایران بود

خانم دلکش همه شهرت و آوازه بلندی که داشت، مدیون مهدی خالدی بود و از آن صداهایی بودند که در تاریخ موسیقی واقعا کم یافت می شود. شاهرخ نادری می گوید: اسم حقیقی خانم دلکش عصمت باقرپور پنبه فروش بود و این لقب را در سالهای بین 20 تا 30 مرحوم عبدالعلی وزیری به ایشان دادند به نام دلکش و معتقد بودند لقب هایی باید داده شود که در خاطره ها بماند، همانطوری که برای خانم روح انگیز و روح بخش انتخاب کردند

 

بانو دلکش در نمایشگاه صنایع دستی

عکس از آرشیو عکاسی زیبا(تاسیس 1312)

 

زنده یاد پرویز خطیبی که برای بانو دلکش شعر آهنگهایش را می سرود در کتاب خاطراتی از هنرمندان که پس از درگذشت وی به چاپ رسیده می نویسد: عبدالعی وزیری دلکش را کشف کرد. دلکش در نخستین شب اجرای برنامه در رادیو تهران خوش درخشید و روز بعد مردم از هم می پرسیدند این خواننده خوش صدا کیست، از کجا آمده؟ پرویز خطیبی می نویسد: وقتی خالدی و دلکش همکاری را آغاز کردند، مهدی خالدی و علی زاهدی یک روز جمعه در استودیوی رادیو از من خواستند شعری بر روی آهنگ خالدی بگذارم و من این کار را کردم. دلکش هفته بعد ترانه باغ و چمن را در رادیو اجرا کرد و از آن پس همکاری من با خالدی، زاهدی و دلکش ادامه یافت.
شاهرخ نادری می گوید: علت اصلی ناراحتی و بیماری دلکش دوری از عروس و نوه زیبایشان نیما بود که در سال 1999 از ایران رفتند و دیگر برنگشتند و این زن با تنها فرزندش سهیل زندگی می کرد و روز به روز این افسردگی بیشتر ظاهر می شد. دلکش جاودانه است و در ایران همیشه می گفتند مثلث هنری ایران علی تجویدی، معینی کرمانشاهی و دلکش و اگر کسانی در ایران در موسیقی شهرتی پیدا کردند این اواخر مانند آقای اصفهانی و آقای افتخاری، اینها موسیقیهایی را خواندند که برای آقای تجویدی و همایون خرم بود و خانم دلکش اجرا کرده بود. یک روز از او سئوال شد در یک جمع که بعد از خودت چه صدایی را در ایران می پسندی و قبول داری. گفت یک صدای زن هست و آن خانم هایده است.
پرویز خطیبی می نویسد: دلکش هرگز شعرهای سست و بی مایه را نمی خواند، خودش هم ذوق آهنگسازی داشت و با آنکه در دوران دلکش آهنگهای تند باب روز نبود، دلکش سنت شکنی کرد و آهنگهای شادش نیز مورد توجه مردم قرار گرفت.
فریدون فرهی می گوید: من خبر فوت دلكش را از رادیو شنیدم و واقعا متاسف شدم، قدر مسلم این است که دلکش یکی از درخشان ترین چهره های هنری ما در سه نسل گذشته بود و تاثیر بسیار زیادی روی هنرمندان و مردم ایران گذاشت. گرچه زندگی بسیار دشواری داشت و در مجموع بسیار به او سخت گذشت، اما هیچ وقت نخواست و نگذاشت که هنرش به طور دربست و کامل به کالا تبدیل شود، شخصیت او آرام آرام با رشد فکری و هنری او شکل گرفت. صدای بسیار بسیار خوبی داشت، همچنان که حرف می زد، آواز می خواند، بدون تظاهر، بدون این که تغییری در صدای خودش بدهد. در کشور ما در گذشته و حال هنرمندجماعت آزاد نبود تا هنرش را که انعکاسی از خواسته ها و آرزوها و مشکلات مردم باشد ابراز کند و بگوید و اصولا نقش هنری هنرمند یکی شدن با مردم بود و هست و در جهت بالا بردن رشد فکری مردم می بایستی حرکت و فعالیت کند و خود دلکش بسیار مواظب این مسائل بود و نقش هنری خودش را بسیار خوب ایفا کرد.

 

 


دلكش نزدیک ترین چیزی بود که در ایران به عنوان خواننده ملی وجود داشت و صدای او، بیش از نیم قرن زندگی دهها میلیون ایرانی را رنگین کرده است.
هرچند 20 سال بود دلکش خاموش بود، اما صدای او در میلیون ها کاست و سی دی در خانه میلیون های ایرانی در داخل و خارج از ایران زنده مانده بود.
برای کنسرت نیویورک خانم دلکش، هنرمندی تصویری عظیم ساخته بود از زیبائی جوانی او که پشت تمام صحنه را پر میکرد، خانم دلکش که روی صحنه ظاهر شد، دل بیش از 2 هزار تماشاگر فروریخت. بانوی آواز ایران با پشتی دوتا، و عصائی در دست، ریز نقش و شکننده مینمود، درست عکس آنچه صدایش بود، وقتی پشت میکروفن قرار گرفت.
خانم دلکش از خواندن محروم بود، و به علت آنکه حقوق بازنشستگی و مزایای او بعد ازانقلاب قطع شده بود، در فقر و بیماری زندگی میکرد. 
در قناعت خانم دلکش همین بس که بعد از آنکه مقدار مختصری پول در چند کنسرت در شرق آمریکا و کانادا تامین شد، برنامه کنسرت ها را تعطیل کرد و به ایران بازگشت.
خود دلکش نخواست مستقیما از وضع خود شکایت کند. غرور او از اینها بزرگتر بود.
دلکش: بله، در ایران هم ما میتوانستیم بخوانیم. منتهی برای خانمها که اشکالی نداشت برای مان و خیلی هم خوب بود و خانم ها هم خیلی دوست داشتند برنامه های ما را. اجرا می کردیم برای خانمها.
ولی هنگامی که به روی صحنه رفت، و در برابر تماشاگران قرار گرفت، تاب نیاورد به آنها نگوید که حسرت اجرای موسیقی را در این مدت در دل داشت.
دلکش (خطاب به تماشاگران کنسرت در نیویورک 1378): از اینکه ما از روی کتابچه می خوانیم، معذرت می خواهیم ولی بیست سال است این شعرها را نخوانده ایم. امشب دلی از عزا در میآوریم! (کف حضار) خیلی متشکریم، سحر که از کوه بلند جام طلا سر می زند.
صدای او، با اینکه آشکارا آثار سن وسال در آن به گوش میرسید، برای همه یاد وطن، یاد گذشته و یاد رفتگان بودو حاضران در کنسرت های اخیر او را به گریه میانداخت. این صدائی بود که ملتی به مدت نیم قرن با شنیدن آن از رادیو، صبح ها از بستر بر میخاست و با زنگ شاد و امیدوار آن روز را آغاز می کرد. ملتی هر روز با این صدا ساعات کار روزانه را سپری میکرد، در خانه و قهوه خانه با آن همراه بود و بعد ازظهرها با نوای آشنای و اطمینان بخش آن به خواب میرفت. صدائی بود که نوای سحرانگیز آن در کافه ها و کلوپهای شبانه همراه شادی مردم بود و نیمه شب ها، طنین غم انگیز آن همراه دل های تنها و عاشق

منبع

 

 
   

«ترانه بس کن با صدای بانو دلکش»(Mp3)

ترانه سرا: معینی کرمانشاهی

آهنگساز:علی تجویدی

 

 

COMMENT
For letters section

 

استفاده از مطالب اين سايت فقط با ذكر منبع مجاز است