Contact Us

Mail

News

Music

Singer

Lyrics

Golha

Index

«ترانه عربی "ماما " با صدای  صباح»(Mp3)

«ترانه ماما با صدای  زیبای الهه»(RM)

ترانه سرا: عبداله الفت

آهنگساز: عربی

تنظیم: عباس شاپوری

الهه و  میرفتاح(نوازنده ضرب)عکس از آرشیو  آقای میر فتاح-پوران-جلال همتی

«ترانه عربی " ؟؟ ؟" با صدای عظیمه توفیق»(Mp3)

 

«ترانه غروب با صدای  زیبای الهه»(Mp3)

ترانه سرا:پرویز وکیلی

آهنگساز: عربی

تنظیم: سپاستیان

«ترانه غروب با صدای  خاطره انگیزپوران»(Mp3)

ترانه سرا:پرویز وکیلی

آهنگساز: عربی

تنظیم: عباس شاپوری

این ترانه هنگامی که توسط پوران اجرا شد  با برخی اعتراض های مذهبیون مواجه گردید،  که چرا یک  خواننده زن  در ترانه اش از  «الله اکبر » استفاده کرده است.

که این اعتراض ها باعث شد که دیگر این ترانه   از رادیو پخش نشود و   پوران آهنگ دیگری را با همین  ریتم  اجرا  کرد  که جایگزین  این ترانه شد:

«ترانه یارب سحر شد با صدای  خاطره انگیزپوران»(Mp3)

ترانه سرا:  نواب صفا

آهنگساز: عربی

تنظیم: عباس شاپوری

«ترانه غروب با صدای  جلال همتی»(Rm)

ترانه سرا:پرویز وکیلی

آهنگساز: عربی

تنظیم: عباس شاپوری

 

  تأثیر موسیقی ایرانی در موسیقی عرب

پس از حمله اعراب به ايران و سقوط دولت ساساني ، موسيقي ايران دركشورهاي عرب زبان متداول شد و عربها موسيقي را نيز مانند ساير علوم و آداب و صنايع از ايران اقتباس كردند . عرب دوره جاهليت از موسيقي بهره اي نداشت و تنها شاعر عرب كه قبل از اسلام به اشعار خود تغني كرده اعشي بن قيس است كه از شاعران معروف دوره جاهليت است . اين شاعر در مجلس ملوك حيره و ايران رفت و آمد داشته و معروف است كه در عهد انوشيروان به مدائن رفته و موسيقي ايراني را فرا گرفته و كمي هم به زبان فارسي آشنا شده بطوريكه كلمات فارسي و اسامي آلات موسيقي از قبيل ناي و سنج و بربط را در اشعار خود در آورده است .

در كتاب تاريخ موسيقي خاور زمين ( نوشته هنري جورج فارمز) اشاره شده كه حمزه بن يتيم همراه با بلال حبشي در حضور پيغمبر اسلام حضرت محمد (ص) آواز مي خوانده است. مي گويند وي كمر بسته حضرت علي (ع) بود. همچنين نقل است كه وي در مراسم ازدواج حضرت علي (ع) و حضرت فاطمه (ع) آواز خواني كرد. او پير تمامي آوازخوانهاي عرب است و قبرش در طائف است.

چون اسلام بعللي موسيقي را ممنوع كرد ، اين صنعت در صدر اسلام بخصوص در دوره خلفاي راشدين كه قوانين شرع را با كمال شدت اجرا مي كردند ، تقريبا متروك شد ولي پس از آنكه خلفاي اموي مسند خلافت را به مقام سلطنت تبديل كردند و از شدت احكام شرع كاسته شد ، موسيقي نيز در مجلس آنها وارد شد و موسيقيدانهاي ايراني قرب و منزلتي تمام يافتند و پس از آشنائي به زبان عربي اشعار عرب را با الحان فارسي خواندند و بيشتر مورد توجه قرار گرفتند . البته ميان خلفاي اموي همه نسبت به موسيقي يك عقيده نداشتند چنانكه سليمان بن عبدالملك با موسيقي مخالف بود و اهل اين فن را به دمشق برد و به اين وسيله موسيقي ايران قدم از حجاز بيرون نهاد و در شهر هاي ديگر اسلامي نيز منتشر شد.

نفوذ موسيقي ايراني و تأثير آن در موسيقي اعراب :

امراي عرب عموماً اشتغال به شغل موسيقي را دون مقام خود ميدانستند . از اين جهت اين طبقه عموماً از بين اسيران جنگي و غلامان كه اغلب ايراني بودند برميخاستند و موالي ناميده ميشدند. البته خلفا و حكمرانان عرب عموماً از تشويق و تجليل موسيقيدانها كوتاهي نداشتند ولي خود ايشان بندرت بدين كار تن در ميدادند زيرا خود را قوم برگزيده الهي بشمار ميآوردند.

نقل شده كه عبدالله ابن زبير كه مشغول مرمت خانه كعبه بود كارگران و اسيران ايراني را براي ساختن خانه كعبه استخدام كرد و ايشان در ضمن انجام كار آواز مي خواندند و عرب را آواز آنها خوش آمد و بين اين كارگران بعضي از موسيقي اطلاع داشتند و آوازهاي ايراني را به اعراب آموختند .ابن سريج، بربط (عودالفارسي) را نزد ايشان ديد و راه و رسم نواختن آن را از ايشان فراگرفت و موسيقي عرب را با اين ساز مي نواخت. اين بربط تا يك قرن بعد از شروع خلافت عباسيان در عالم عرب معمول بود. خود كلمه بربط مكرر در آثار مورخان عرب به كار برده شده است. با رواج يافت بربط بين اعراب تنبور ميزاني كه داراي پرده بندي در هم و مشكلي بود تحتالشعاع قرار گرفت و بجز در بين قبايل دور افتاده بدوي بكلي متروك شد. درباره نفوذ موسيقي ايران در موسيقي عرب مخصوصاً در زمان خلافت بني اميه عموم مورخان روايات مشابه و موافقي دارند. ابن خلدون ميگويد نوازندگان ايراني كه از حجاز مي گذشتند و عود و تنبور و معرف و مزمار مينواختند اعراب آوازهاي ايشان را اقتباس كردند و وزن ايشان را در شعر و موسيقي خود بكار بردنددر زمان خلافت معاويه بيشتر اسيران ايراني را براي بناي ساختمان هاي كعبه به مكه مي بردند و به همان ترتيبي كه آواز اين ايرانيان در مدينه تاثير كرده بود در مكه نيز اثر فراوان باقي گذاشت .

سعيد بن مسجع اولين استاد موسيقي كه آواز را از ايرانيان فرا گرفت :

در كتاب اغاني ( كتابي است در علم موسيقي از ابوالفرج اصفهاني كه به زبان عربي است) نوشته شده :

نخستين كس از اعراب كه آوازهاي ايراني را ياد گرفته و اشعار عربي را با الحان ايراني خوانده « ابوعثمان سعيد بن مسجع » است .وي نخستين استاد معروف موسيقي دوران خلافت بني اميه بود كه در مكه متولد شد و در خدمت يكي از قبايل عرب بود روزي ولي نعمت او لحن خوشي از او شنيد كه در موسيقي عرب بي سابقه بود . در باره آن لحن از وي سئوال كرد معلوم شد كه كلمات عرب را در الحان ايراني مي خواند و همين موجب شد كه آزاد شود. پس از آن ابن مسجع به فكر افتاد به ايران سفر كند و اطلاعات خود را درباره موسيقي تكميل نمايد . وي ابتدا موسيقي آسياي صغير را فرا گرفت و در نواختن بربط مهارت تمام يافت و بعد به تحصيل موسيقي ايران پرداخت و آواز خواندن و همراهي كردن آواز را با ساز نزد ايشان آموخت پس از بازگشت به حجاز ، تغيير فاحشي در موسيقي عرب پديد آورد و شهرتش به سرعت سرتاسر جزيرهالعرب را گرفت بحدي كه موجب تحريك حسد علماي متعصب گرديد و متهم شد كه مسلمانان را منحرف مي سازد. حاكم مكه مجبور شد او را به دمشق اعزام كند. وي با احساس لزوم موسيقي و اهميت آن در جامعه عرب نخستين مدرسه موسيقي را در مكه بنا نهاد.

درباره شاگردش ابن محرز نيز نقل مي كنند كه وي نيز براي تحصيل و تعليم موسيقي مثل استادش به ايران سفر كرده و الحان فارسي را آموخته و كلمات عرب را در الحان ايراني مي خوانده است.

ايرانيان نه تنها در خواندن آواز اعراب را تحت نفوذ گرفتند بلكه در معرفي و نواختن سازها نيز در ايشان نفوذ كرده اند. بعضي از تعبيرات و كلمات فارسي كه نظير آن در زبان عرب وجود نداشت از اين موقع وارد زبان عرب شد. كلمه فارسي«دستان» كه به معني پردهي ساز است از همين ايام در زبان عرب داخل شده است. مهمتر از اينها اين بود كه از همين ايام اعراب عود را به شيوه ايرانيان كوك كردند. از طرز كوك عود در روزگارهاي پيشين، در بين اعراب اطلاع دقيقي در دست نيست ولي ظاهراً به اين ترتيب بوده كه فاصله بين سيمهاي اول و سوم، يك پنجم و فاصله بين سيمهاي دوم و چهارم ، هم يك پنجم و فاصله بين سيمهاي اول و دوم يك دوم بوده و بنابراين دامنه صداي ساز بيك اوكتاو هم نميرسيده است.

با تقليد از ايرانيان و اقتباس طرز كوك ساز از ايشان ، اين نقص بزرگ مرتفع شد يعني كوك عود از Do - Re - Sol - la به LA - RE - Sol - do تغيير داده شد ملاحظه ميكنيم كه با اين تغيير دامنه صداي ساز به بيش از دو برابر افزايش يافته است، در نتيجه اين تغييرات كلماتي نظير «زير» و «بم» داخل زبان عرب شده و به سيمهاي اول و چهارم اطلاق گرديد درصورتي كه دوسيم وسط همان اسامي عربي را كه «مثني» و «مثلث» باشد همچنان حفظ كرد.




« سائب خاثر » يكي ديگر از خوانندگان و نوازندگان معروف اين زمان در عربستان بود كه پسر يكي از اسيران ايراني بوده و در آوازهايي كه تصنيف مي كرده گوشه هاي موسيقي ايراني را به كار مي برده است. سائب آواز خود را با قضيب (كه چوب بلند و نسبتاً قطوري بوده و براي حفظ وزن در آواز به زمين مي كوبيدند) همراهي ميكرده ولي بعداً كه نواختن عود را آموخته براي اين منظور از ساز مزبور استفاده مي كرده است و گويند در اسلام وي نخستين كسي بوده كه براي همراهي با آواز خود عود بكار برده است.

عود قبل از اين تاريخ سازي بوده كه فقط به تنهايي آن را مينواختهاند و شايد هم بتوان گفت كه در اوايل ظهور اسلام از رواج افتاده و سائب آن را با اين كيفيت دوباره رواج داده است.

تاريخ تولد سائب به يقين معلوم نيست ولي ميدانيم كه در سال 61 هجري شمسي از جهان رفته است. نام كامل او ابوجعفر سائب يسار بوده و در خاندان ليث در مدينه زندگي ميكرده است. پس از اينكه آزاد ميشود به كار تجارت ميپردازد ولي ساعات بيكاري خود را در مجالس نوحه خواني زنان صرف ميكرده است و بتدريج به موسيقي و خواندن آواز عشق و علاقه پيدا ميكند. بقدري در موسيقي پيشرفت مي كند كه روزي عبدالله بن جعفر كه يكي از بزرگان قبيله قريش بوده آواز او را مي شنود و او را به خدمت خويش ميخواند.

موقعي كه نشيط خواننده معروف ايراني با آوازهاي ملي خود به شهرت فراوان ميرسد و مورد توجه و عنايت عامه مردم واقع ميشود سائب نيز براي رقابت با او اشعار عربي را در آن الحان ميخوانده است.

گويند از وزنهاي معروف موسيقي وزني كه به «ثقيل» معروف است از ابتكارات اوست و نقل كردهاند كه نخستين تصنيف او آوازي بوده كه به اعتبار ظرافت و ابتكارات دقيقي كه در آن بكار برده بوده اولين لحن هنري عرب محسوب گرديده است.

وقتي عبدالله بن جعفر به ملاقات معاويه به دمشق ميرود سائب را به همراه خود ميبرد و چون از نواختن موسيقي به سختي جلوگيري ميشده عبدالله، سائب را به عنوان شاعري كه تصنيفات خود را به لحن خوش مي خواند معرفي ميكند در صورتيكه سائب اصلاً شاعر نبوده است. ولي به محض اينكه سائب قطعه اي مي خواند معاويه او را مورد محبت قرار ميدهد و هدايايي به او اعطا ميكند.

بعد از معاويه در زمان خلافت يزيد اول مردم مدينه شورش ميكنند و لشكري براي سركوبي ايشان اعزام ميشود سائب از جمله كساني بوده كه در اين جنگ كشته ميشود. از شاگردان معروف سائب پنج نفر را مي توان نام برد كه عبارتند از: نشیط الفارسی ـ عز الميلاء ـ ابن سريج ـ جميله و معبد.

نشيط مهمترين خواننده ايراني مقيم عربستان :

مهمترين خواننده ايراني مقيم عربستان نشيط الفارسي نام داشته كه از جمله كساني است كه نزد سائب رموز موسيقي عرب را آموخته تا از رقباي خود عقب نماند و بتواند تقاضاهاي ارباب خود را بر آورد. نشيط هم يكي ديگر از اسيران ايراني بوده كه در خدمت عبدالله بن جعفر به سر ميبرده و پس از مدتي آزاد شده است. نشيط با آوازهاي ايراني كه مي خوانده شور و ولوله فوق العاده اي در مدينه به پا ميكرده و بدين جهت آوازخوانهاي عرب براي اينكه از او عقب نمانند آوازهاي او را تقليد ميكردند.« عز الميلاء » و « معبد » كه هر دو ازخوانندگان معروف اين عصر هستند از شاگردان نشيط بودهاند.

در صد ساله اول حكومت اسلامي خوانندگان و نوازندگان معروف همه يا اسيران آزاد شده ايراني بوده اند مثل نشيط الفارسي و يا از اولاد اسيران ايراني بوده و در عربستان به دنيا آمدهاند و يا از كشورهايي بوده اند كه تحت نفوذ تمدن و فرهنگ ايران قرار داشته اند مثل منطقه الحيران. در بين ايشان نه تنها از نژاد عرب بلكه از نژادهاي ديگر يعني رومي و يوناني و ترك نيز بندرت كسي را ميتوان يافت.

اكثر خلفاي بني اميه علاقه خاصي به موسيقي نشان مي دادند. نقل مي كنند كه معاويهي اول در ادب و هنر ذوقي سرشار داشت و حتي نقل شده كه معاويه اول، خود تنبور مينواخته است. وي در دوره ي 19 سال خلافت خود عدهي زيادي از عالمان و شاعران و صاحبان ذوق را در دربار خود گرد آورد و در موارد مقتضي ايشان را مورد عنايت خويش قرار ميداد. چنانكه نقل كردهاند كه در آخر زندگاني خود موقعي كه آواز خوش و نواي ساز سائب خاثر را در مدينه شنيد او را به خلعت و هداياي زيادي مفتخر ساخت.

http://sardroud.blogfa.com

 
 
   
 

 

 

 

COMMENT
For letters section

 

استفاده از مطالب اين سايت فقط با ذكر منبع مجاز است