Contac Us

Mail

News

Music

Singer

Lyrics

Golha

Index

« ترانه  خصوصی کمیاب"  بی تو "با صدای الهه »(Mp3)

 

  امروز  صبح با فرید صحبت کردم ، ایشان گفتند بدلیل اینکه در مراسم خاکسپاری و سرویس های ایب و ذهاب محدودیت وجود داشت ، ناگزیر فقط عده خاصی به این مراسم دعوت شدند.که از این بابت از تمام  دوستداران الهه که می خواستند در این مراسم حضور یابند و  با این حال نشد عذر خواهی می کنم.

برای هفتمین روز  زنده یاد الهه مراسمی در مسجد نور واقع در میدان فاطمی برگزار می شود که از عموم هنر دوستان و دوستداران  الهه دعوت بعمل می اید که با حضور در این مراسم ، موجب شادی روح ان مرحوم گردند.

مصاحبه با محمود خوشنام در باره الهه خواننده گلها

از «اينجا» بشنويد

آقاي خوشنام! اهميت خانم الهه براي مخاطبان موسيقي امروز در چيست؟

اهميت صداي خانم الهه در وهله اول در رسابودن و شفافيت صدايشان بود. صداي بسيار بسيار شفافي داشت كه متأسفانه با از دست دادنش، جامعه موسيقي ايران يكي از اين صداهاي خوب را از دست داد. بماند البته كه پس از انقلاب ما صداهاي شفاف ديگري را هم به شكل‌هاي مختلف از دست داديم.
ولي مسأله مهم‌تري كه من مي‌توانم به شما بگويم، اين است كه در موسيقي سنتي ايران صداها به دو بخش تقسيم مي‌شوند: آوازخوانان و تصنيف‌خوانان. اين‌ها هيچ‌كدام در گذشته همديگر را قبول نداشتند. به خصوص آوازخوانان كار تصنيف‌خواني را كار عبث، ضعيف و مبتذلي مي‌دانستند. ولي بعدها معلوم شد كه تصنيف‌خواني هم چم‌ وخم كار خودش را دارد و اگر درست اجرا بشود، داراي ارزش‌هايي كمتر از آوازخواني نخواهد بود. خواننده‌ها هم به همين دو دسته تقسيم مي‌شدند؛ همانطور كه گفتم. خانم الهه از نادر خوانندگاني بود كه در هر دو زمينه و در هر دو حيطه توانايي و قدرت داشت. ما اگر بخواهيم نمونه‌اي ديگر در اين مورد ذكر كنيم، يكي قمرالملوك وزيري است و ديگري دلكش، كه هر دو در هر دو حيطه‌ي آوازخواني و تصنيف‌خواني واقعاً جلوه‌گري مي‌كردند. خانم الهه هم از اين دسته بود. يعني واقعا وقتي شما در برنامه «گلها» آوازش را مي‌شنيديد، هيچ از آوازخوانان حرفه‌اي درجه‌ يك، كم نمي‌آورد.

خانم الهه هيچ وقت در موسيقي ستاره بود يا به قول فرنگي‌ها «Celebrity» بود؟

راستش چون آن زمان، سال‌هاي ۳۰ و ۴۰، دوره شكوفايي موسيقي سنتي در ايران بود و همه اين‌ها، نوآورانه كار مي‌كردند و همه با همديگر و هم‌زمان با هم روي صحنه مي‌آمدند، ستاره شدن كمي كار مشكلي بود. رقابت‌ها بسيار متراكم و پيچيده بود و هركس مي‌كوشيد سهم بيشتري براي خودش داشته باشد. من نمي‌توانم به‌عنوان يك ستاره از او ياد بكنم، براي اين كه هم‌زمان با او خوانندگان ديگري هم بودند كه شهرت بيشتري هم داشتند، مثل دلكش، مرضيه و حتي شايد در جهت ديگري مثل پوران شاپوري و غيره. ولي اهميت خانم الهه بيشتر اين بود كه بخشي از كارش را در يك موسيقي جدي‌تري صرف مي‌كرد كه ما به آن موسيقي فاخر «گلها» مي‌گوييم كه الان جايش واقعاً در مجموعه موسيقي ايران خالي‌ست.

وقتي در مورد موسيقي «گلها» حرف مي‌زنيم، چه ويژگي‌هايي مدنظرمان هست؟ شما مي‌گوييد موسيقي از نوع «گلها» مي‌شود مشخصاتش را هم بگوييد؟

من از موسيقي «فاخر گلها» گفتم...

بله دقيقاً.

فاخر به اين معنا كه هم ريشه در اصالت‌ها داشت و هم در عين حال نشانه‌هايي از نوآوري در آن ديده مي‌شد. اگر تنها به صورت اصيل اجرا مي‌شد، برمي‌گشت به موسيقي دوره قاجاري كه البته اصالت داشت؛ اما تنوع، شادابي و طراوات نداشت. در «گلها» در واقع با حفظ اصالت يك مقدار طراوات و شادابي تزريق شد به موسيقي ايران. از طريق سازآرايي، اركستراسيونهاي بزرگ، از طريق اركستر بزرگ و اصلاً ايجاد كردن اركستر بزرگ و تنوعي كه در ترانه‌ها و شعرهايي كه روي آن آهنگ گذاشته مي‌شد يا غزلياتي كه براي آواز انتخاب مي‌شد، همه اين‌ها مجموعه‌اي از ويژگي‌هايي را به وجود مي‌آوردند كه برنامه‌ي «گلها» را از برنامه‌هاي ديگر موسيقي راديو متمايز مي‌كرد.

خاطرتان هست كه كار خانم الهه در برنامه‌ي «گلها» چطور بود؟

بله! اتفاقاً درباره‌ي اين موضوع وقتي چندي پيش من با آقاي مهندس همايون خرم صحبت مي‌كردم؛ آهنگسازي كه خانم الهه با او خيلي نزديك كار مي‌كرد. ايشان مي‌گفت كه در واقع اولين آهنگي را كه در گلها اجرا كرده است، با صداي الهه بوده و آقاي داود پيرنيا مدير برنامه «گلها» از صداي الهه خوشش آمده بود و آن را گذاشته بود براي اجراي آهنگي كه واقعاً درجه يك باشد از نظر او و بعد به خرم پيشنهاد مي‌كند كه يك آهنگي بساز كه ما با صداي الهه بتوانيم آن را اجرا كنيم. نتيجه اين توصيه و پيشنهاد ترانه‌اي است با عنوان «رسواي زمانه» كه يكي از بهترين كارهاي «گلها»يي خانم الهه است. شعري از آقاي بهادر يگانه. اين آهنگ در مخالف سه‌گاه ساخته شده و بسيار از نظر آهنگ دلنشين و با چفت و بست، محكم و دقيق و در عين حال با حالت تغزلي شاعرانه، بسيار بسيار دل‌انگيز است.

مي‌فرماييد كه آقاي پيرنيا از صداي الهه خوشش آمده بود و گفته بود كه ترانه‌اي باشد يا آوازي باشد كه با صداي الهه هم‌خواني داشته باشد. ويژگي صداي الهه چه بود؟

از ويژگي‌اش گفتم. شفاف بود و رسا كه رسابودن با شفاف بودن، كمي هم متفاوت است. يعني صدا ممكن است رسا باشد، ولي شفاف نباشد؛ تيرگي در آن باشد. ولي صداي خانم الهه هم رسا بود و هم شفاف، و بعد هم يك شيريني و ملاحتي توي اجراي به خصوص تصنيف‌ها به كار مي‌برد كه صدا را دل‌انگيزتر از آن چه كه بود، مي‌كرد.

در ميان نسل علاقه‌مند به اين نوع موسيقي، كدام آهنگ او بيشتر گــُل كرد؟

جدا از «رسواي زمانه» يك ترانه بسيار دل‌انگيز ديگري نيز خانم الهه دارد با عنوان «سرگشته» كه بازهم آهنگش از مهندس همايون خرم است. ولي بخشي از جذابيت خودش را از شعري گرفته كه پيوند خورده است با آهنگ آقاي خرم؛ و آن شعري است از آقاي هوشنگ ابتهاج كه مطابق همه شعرهايي كه ايشان مي‌سرايد، بسيار جنبه نمادين دارد و بسيار بسيار دل‌انگيز است. من بايد به خصوص از يك زمينه ديگري كه هردومان فراموش كرديم درباره‌اش صحبت كنيم، (حرف بزنم و آن) ترانه حماسي و انقلابي است كه خانم الهه خوانده و آن ترانه‌اي است از عارف قزويني با عنوان «از خون جوانان وطن لاله دميده»

خانم الهه هم اين ترانه را دوباره خواندند؟

بله، بله! اين آهنگ از عارف قزويني است. ولي در دوره‌ي «گلها» همين اركستر بزرگ گلها، زماني كه آقاي روح‌الله خالقي سرپرستي اركستر را به‌عهده داشت،‌ اين آهنگ را براي اركستر بزرگ تنظيم كرد و با صداي الهه پخش شد.

به مناسبت خاصي اين ترانه را خواندند؟

دقيقاً نمي‌دانم. احتمالاً شايد در سالگرد انقلاب مشروطه بود يا زماني كه از عارف صحبتي به ميان ‌آمده. ولي بعد در برنامه «گلها» بارها اين اجرا تكرار شد. براي اين كه بسيار جذاب تنظيم شده بود؛ سازآرايي بسيار دل‌انگيزي داشت. يعني در واقع خود عارف اين را فقط با يك سه‌تار مختصر و خشك و خالي مي‌نواخت و مي‌خواند. ولي آقاي خالقي براي آن يك اركستر بزرگ 60-50 نفره تنظيم كرد و طبيعي است كه بر جذابيتش بسيار افزود.

ولي امضاي خانم الهه «رسواي زمانه» است!

«رسواي زمانه» هست؛ ولي يك ترانه ديگري دارد با عنوان «آمد، اما در نگاهش آن نوازش‌ها نبود.» اين آهنگ هم، اگر اشتباه نكنم، از مهندس همايون خرم است كه بر روي غزلي از ابوالحسن ورزي نشسته و بسيار بسيار پيوند دل‌انگيز و جذابي از كار درآمده. يك شعر ديگري هست با عنوان «باز آمد» كه اين هم ترانه قشنگي است. حالا كه همه اين حرف‌ها را زديم، يك نكته هم درباره‌ي بعضي ترانه‌هاي ارمني بگويم كه باب شده بود در آن زمان در اركستر گلها. مرحوم جواد معروفي نسخه (ورسيون) فارسي آهنگ‌هاي ارمني را درست كرده بود.

يعني موسيقي، موسيقي ارمني بود؛ ولي با سازهاي ايراني؟

بله، بله. اصل آهنگ ارمني بود؛ ولي بسيار دلنشين و از نظر ملودي خيلي شبيه به آهنگهاي ايراني.

نمونه‌هايش را مي‌شود مثال بزنيد؟

مثلاً از جمله ترانه‌اي با عنون «دلم را بي‌خبر مي‌بري» كه شعرش را جمشيد ارجمند ساخته و براي آهنگ ارمني گذاشته و آقاي معروفي آن را تنظيم كرده براي اركستر بزرگ و اصل آهنگش هم، اگر اشتباه نكنم، از آهنگسازي ارمني به‌نام «جانبازيان» است.

خانم الهه هم از اين كارها اجرا كرده‌اند...

بله خانم الهه خواندند...

همين را خانم الهه خواندند؟

بله. اين آهنگ را به‌اضافه‌ي يكي‌ دو آهنگ ديگر. من حاضر به ذهن نيستم و الان نام‌هايش در نظرم نيست. شايد 4-3 تا از اين آهنگ‌هاي ارمني بود.

البته نه اين‌كه اين‌ها را به‌عنوان موسيقي ايراني پخش بكنند، به‌عنوان موسيقي كشورهاي هم‌جوار كه شباهت‌هايي با موسيقي ايران دارد، پخش مي‌شدند و اين هم كار بسيار جالبي بود و اگر واقعاً ادامه پيدا مي‌كرد، يك نوع شناسايي بيشتري از موسيقي كشورهاي همسايه هم به دست مي‌داد.

 

 

 
   

« ترانه من حالا از تو دورم باصدای الهه»(Mp3)

 
 

 

 

 

 

 

 

COMMENT
For letters section

 

استفاده از مطالب اين سايت فقط با ذكر منبع مجاز است

<