|
ملوک ضرابی یکی از اولین خوانندگان ایرانی می باشد که توانست
تا سالیان سال جز خواننده های مطرح باشد و حتی در تا اواخر دوره
پهلوی در بسیار از برنامه های تلویزیون و رادیو بعنوان
پیشکسوت شرکت می نمود و دارای احترام بسیار زیادی نزد
اهل هنر بود هر چند که صدای وی از دهه 40 با توجه به کهولت
سن که داشتند گیرایی قدیمی اش را از دست داد.اما همچنان در
صحنه بود. وی در سالهای بعد از انقلاب هم
که گهگاهی در بین هنرمندان مراسم و یادبودی برگزار می شد
شرکت می کرد.وی سرانجام در سال 1378 در سن 108 سالگی در تران زندگی
را وداع گفت.
ملوک ضرابی از محدود خوانندگانی است که از
ابتدای فعالیت در دربار رفت و آمد داشته است و برنامه های
بسیارزیادی در دربار اجرا کرده، که بجز چند صفحه محدود
موسیقی چیزی از انها ظبط نشده است.(البته آمده است که ملوک ضرابی
در طی سالها 38 تا41 هر شب در کاخ ملکه مادر برنامه داشته
است که تعداد زیادی از انها از رادیو پخش می شده و همچنین اکثرا
ظبط شده است)
ترانه دختران سیروس که در زمان خودش
ترانه انتقادی از وضع جامعه بسته ی بود که برای زنان در آن
زمان وجود داشت، و حتی تحصیل برای زنان امری ناپسند بشمار می رفت.
خواندن این ترانه که در زمان خود جسارت زیادی می خواست. را ابتدا
به قمر پیشنهاد کردند.اما بنا به دلایلی ؟ ملوک ضرابی انرا اجرا
کرد که زمینه ساز کشف حجاب بود.
امیر جاهد که سراینده این ترانه است ، از ذکر
نام خود بر روی صفحه یا در محافل عمومی بعنوان شاعر این
ترانه پروا کرده است.اما بر روی صفحه نام بقیه سازندگان می باشد.
در زیر بخوانید خبری را در همین مورد از رادیو
بی بی سی:

امیر جاهد
صنیف بی شناسنامه
با همه آنچه گفتیم، امیرجاهد صراحت و بی
پروایی عارف را در برخورد با ناهنجاريها نداشته و غالباً حرفهای
خود را در کلی گویيهای اخلاقی پنهان کرده است، تصنیفهایی بدون
امضای او ولی در سبک و روش او از آن سالها باقی مانده که جه بسا
واقعاً از او باشد.
شاید امیرجاهد آنچه را غیرمجاز یا خطرناک
تشخیص می داده بدون نام انتشار داده باشد.
اگر هم چنین نبوده باشد، می توان دست کم برآن
بود که سازندگان اصلی تصنیفها سخت زیر تأثیر اندیشه های او بوده
اند.
یکی از این تصنیفهای بدون شناسنامه "دختران
سیروس" نام دارد که آن را در سالهای اخیر زويا ثابت در آمریکا و
گیسو شاکری در اروپا بازخوانی کرده اند و رنگ و بوی امیرجاهدی در
آن جلوه بسیار دارد؛ از دختران سیروس و ساسان می گوید که زیر دست
مردان محبوس مانده اند.
آن ها را فرا می خواند که "خموشی" را بشکنند،
حجاب را به یک سو نهند، از خواب غفلت و بندگی بیدار شوند و دشمنان
واقفی خود را بشناسند.
در تکه ای از تصنیف حتی زنان به انقلابی دیگر
فراخوانده شده اند.
مملکت خواب است
ملتش به خواب است
ای زنان ملت
وقت انقلاب است
بخت با محمدعلی امیرجاهد یار بود که همزمان
با او خواننده برجسته ای چون قمرالملوک وزیری نیز سر بر آورد.
این هر دو به یاری یکدیگر شتافتند، قمر با
خواندن تصنیفهایی از نوع دیگر توجه روشنفکران زمانه را بسوی خود
جلب کرد و امیرجاهد نیز با بهره وری از تأثیرگذارترین صدای زمانه
توانست بهترین اجراها را به تصنیفهای خود بدهد و شتابنده به شهرت
برسد.
بیشترین تصنیفهایی که قمر خوانده و می گویند
دويست تصنيف بوده ساخته و پرداخته امیرجاهد است.
قسمتی از متن ترانه را در
زیر بخوانید:
دختران سیروس تا
به کی در افسوس زیر دست مردان تا به چند محبوس
کرد چو ایران
دختران ساسان
تا به کی خموشی ای زنان ایران
هیچ کس خبر نیست
فکر خیر و شر نیست
ای رجال ایران
زن مگر بشر نیست
چند در حجابی تا
به کی در خوابی
از وجود شیخان
بین که دل خرابی
و.........
|